
از نوجوانی به نوشتن علاقه داشتم. زمانی که دانشآموز ابتدایی بودم با تشویق پدرم حکایتهای گلستان را حفظ میکردم و شاید دعای خیر شیخ اجل شامل حالم شد که با داشتن دیپلم تجربی به دانشکده ادبیات راه یافتم! سیاه مشقهای چاپ نشدهای دارم که امیدوارم چاپ شوند. الگوی اولیهی رمان یک زن مثل مادرم از جوانی در سرم بود اما ازدواج، تحصیل، تولد فرزندان و اشتغال در آموزش و پرورش وقت آزاد برایم نمیگذاشت، اما همین که بچهها از آب و گل درآمدند در کنار سیاهمشقها به نگارش رمان پرداختم. آخرین کتابی که مطالعه کردم در خلوت خواب اثر خانم حاج سید جوادی بود. کتابی زیبا که از نظر من در اوج است.